بیبیسی فارسی رسانهای است پرمخاطب و به تبع آن تاثیرگذار. محصولات این رسانه طیف وسیعی از موضوعات را اعم از اخبار روز، فیلمهای مستند، برنامههای ورزشی، و دوبله سریالهای پرطرفدار دربرمیگیرد. نوپایی بسیاری از بخشهای این رسانه و دسترسی محدود تهیه کنندگان آن به نیروهای کارآزموده در کشورهای فارسیزبان، می تواند سببی باشد برای نادیده گرفتن برخی نارساییهای مشهود درمحصولات تولیدی این کمپانی. با این حال، انتظار رعایت مبانی آیین نگارش زبان فارسی چیزی است در حد برآوردن کمترینها. نوشته زیر نیمنگاهی است ازمنظر زبانشناختی بر برخی از کاستیهای مشهود این خبرگزاری در ماههای اخیر. موارد مختلف را با آوردن مثالهایی چند از متنهای مندرج در بیبیسی و بررسی کوتاه آنها ارائه کردهایم. متنهای برگرفته از بیبیسی با حروف خمیده مشخص شدهاند. همه نیشها نه از ره کینه، که از ره مهرند و طنز.
خلط نقل قول مستقیم و غیر مستقیم ؛ حذف افعال کمکی بدون داشتن قرینه
در حالی که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران گفته که دولت نقشی در تخلف بانکی نداشته، پرویز فتاح، وزیر پیشین نیرو و رئیس بنیاد تعاون سپاه گفته «نمی دانم چرا دولتمردان سختشان است که از مردم عذرخواهی داشته باشند و اظهار ندامت کنند».
ظاهراً منظور گزارشگر چیزی بودهاست شبیه عبارت زیر :
در حالی که محمود احمدینژاد، رئیس جمهور ایران [،] گفته [است] که دولت نقشی در تخلف بانکی [ندارد]، پرویز فتاح، وزیر پیشین نیرو و رئیس بنیاد تعاون سپاه [،] گفته [است] .......
- در جمله اول تطابق یا تبدیل زمانی هنگام انتقال از "نقل قول مستقیم" به "نقل قول غیر مستقیم" رعایت نشده است، یعنی تبدیل "نداشته" به "ندارد".
- دستکم جای یکی از افعال کمکی "است" درعبارت بالا خالی است، بگذریم که جایگزینی "گفته است" دوم با ترکیبی خوشایندتر ذوق زیادی هم نمی طلبید.
- نقطه گذاریها خوب پرداخته نشدهاند و حتی یکدست هم نیستند (یعنی از یک قاعده مشخص پیروی نمیکنند).
پاراگراف دوم همین خبر با ایرادی مشابه:
به گزارش تلویزیون دولتی ایران، آقای احمدی نژاد منتقدان خود را شکست خورده توصیف کرده و گفته[است] که «دولت پاک است و حتی یک ریال سوء استفاده هم نمی توانند علیه دولت اثبات کنند.»
سهوها یا بی ذوقی های املایی
مثال: «نیکی کریمی داور جشنواره پرتغال طلایی ترکیه شد».
هر چند نوشتن اسم میوهای که از مرکبات است به شکل نامتداول "پرتغال" (که بیشتر برای نامیدن کشوری در اروپا بکار میرود) غلط نیست، ولی انتخاب چنین املایی (اصلاً اگر انتخابی در کار بودهباشد) کنار نام کشوری دیگر( ترکیه در بالا) بیشتر به یک شوخی قلمی بیمزه میماند.
از دیگر مواردی که به کرات میتوان در متون مختلف بیبیسی مشاهده کرد، به کارگیری پسوندهای "گزار" (آن کس که کاری انجام دهد، مثلاً در "نماز گزار") و "گذار" (آن کس که چیزی را "در جایی" میگذارد، مثلاً در "سرمایه گذار") به جای یکدیگر است؛ به قول معروف هر گردی گردو نیست (و هر گردویی هم الزاماً گرد نیست).
ویرایش و نمونه خوانی پیش از انتشار
گاهی با خواندن بعضی نوشتهها، بسی در عجب میشوی. حیف است اگرخواننده از چشیدن حلاوت چنین نمونههایی ازبلاغت محروم بماند:
تیتر: «یازده سال زندان برای راج راجه رانام میلیارد آمریکایی».
این حکم بلندترین زمان محکومیت به حبس برای مرتکبان چنین جرمی در آمریکاست.
بعد می خوانیم:
آقای راج رانام که سریلانکایی تبار است در ارتباط با سوء استفاده از اطلاعات محرمانه بانکی محکوم شناخته شد.
در سطر اول میخوانیم که این حکم "بلندترین" زمان محکومیت برای مرتکبان "چنین جرمی" است، بدون آنکه بدانیم جرم چیست و البته کمی پایینتر قرین رحمت نویسنده میشویم و با کمی وصله- پینه می فهمیم حکایت چه بوده است. نمیدانم این صرفاً شلختگی در تنظیم خبر است یاً بیبیسی قصد مزاح داشته که خبر را سروته تحویل خواننده دهد. علاوه بر این، صفت "بلند" برای توصیف زمان کمی نامأنوس است و "طولانی" برای رساندن معنای مورد نظر بهتر بر تن جمله بالا می نشیند. ("بلند" به ندرت به معنای "طولانی" به کار میرود. رجوع کنید به "فرهنگ سخن ، دکتر حسن انوری". هفتمین معنای "بلند" ، "طولانی" است). بگذریم از این که در فارسی یا شخص "محکوم می شود" یا "مجرم شناخته می شود" و "محکوم شناخته شدن" چیزیست در زمره شترگاوپلنگ!
نمونهای دیگر:
« مقام های آمریکایی به خبرگزاری رویترز گفته اند که هنوز هیچ اطلاعاتی درباره اینکه هدف موشک اسکادی که بنابه گزارش ها از سیرت شلیک شده چه بوده وجود ندارد».
دو تا ویرگول ناقابل درعبارت بالا حداقل میتوانست خواننده را تا حدودی از تنگی نفس و احیاناً خفگی نجات دهد.
در همان صفحه شهر سرت هفدهبار "سرت" نوشته شده است، چهاربار "سیرت". اولاً که یک بام و دو هوا نمی شود. ثانیاً در این مورد خاص نیازی به دانستن قواعد ترانویسی (ترانسکریپشن) نیست که مثلاً از یک زبان اروپایی (احتمالاً انگلیسی) تبدیل الفبایی صورت بگیرد به فارسی. اصل نام در عربی "سرت" است و به فارسی هم باید همانطور نوشته شود. بدک نیست اگر دوستان در بیبیسی گهگاه همتی کنند و املا یا تلفظ صحیح بعضی لغات را از همکارانشان در بخشهای دیگر بیبیسی (مثلاً در بخش ترکی یا عربی) جویا شوند. مثالی دیگر ازهمین دست میدهم:
«ژنرال ایسیک کسنار، یک سال پیش به سمت رئیس ستاد نیروهای مسلح ترکیه منصوب شد.»
ژنرال "ایسیک کسنار" درواقع همان ژنرال "ایشیک کوشاناَر" است. طبعاً همه با الفبای تمامی زبانهای دیگر آشنا نیستند و در انتقال متنی یا مفهومی از زبانی به زبان دیگر نمیتوان به کل مبری از خطا بود. اما چنین خطاهایی در مورد اسم یکی از بالاترین مقامات لشکری کشور همسایه و کشوری که چندین میلیون ایرانی زباناش را کم و بیش میفهمند، کمتر پذیرفتنی است، آنهم در شرایطی که بیبیسی فارسی در ترکیه خبرنگاری دارد که اصولاً در چنین مواردی باید مورد مشاوره قرار گیرد (با این فرض منطقی که خبرنگار مذکور حداقل مقدمات زبان ترکی را میداند). جالب اینکه در این مورد، بعد از وقوف به اشتباه در متن خبر و نهایتاً اصلاح آن، توضیح زیر عکس به همان روایت قدیم باقی میماند – و همچنان باقیست.

اما مورد رقت انگیزتری هم بود و آن اینکه گویا در بیبیسی برخی از ژورنالیستهای "بنگاه خبر پراکنی" نمیدانستند (ومن البته امیدوارم که دیگر همگی اشان دانسته باشند) که رجب طیب اردوغان نخست وزیر ترکیه است و نه رئیسجمهور. در خبری به تاریخ ١٧ شهریور ١٣٩٠ چهار بار قید شدهبود که «رجب طیب اردوغان، رئیسجمهور ترکیه.....». این خبر بعد ازحدود دوازده، سیزده ساعت تصحیح شد. راستش من هنوزهم هیچ توضیح دیگری جز احتمالاً بینوایی گزارشگر و بطالت ویراستار(اگر اصلاً بوده باشد) برای توجیه چنین سهوهایی ندارم.
این را هم داشته باشید تا برویم سر چند مورد دیگر. به قول یکی از مجریان قدیم بیبیسی، در خبرها (بیبیسی) آمده بود که:
این در حالی است که حتی در متن منشاء خبر هم، در سایت مادربه زبان انگلیسی، نوشته شدهاست "رود ولگا". اینجا دیگر باید خیلی ستارالعیوب باشید که نه به انگلیسی-دانی گزارشگر شک کنید نه به معلومات جغرافیاییاش.
اطلاعات عمومی و زباندانی بعضی دوستان "خبر پراکن" پیشکشتان. چیزهایی هم داریم که می شود "حس زبان" یا "عرف کلام" نامیدشان. برای روشن شدن بیشتر مطلب چند پاراگراف درخشان دیگر را با هم مروری بکنیم:
« آقای پل با این که چهار دهه در کنگره آمریکا خدمت کرده تاکنون از امضای اسناد دریافت حقوق بازنشستگی پس از اتمام دوره نمایندگی خودداری کرده و به خاطر مخالفت از دریافت حق بیمه دولتی از بیماران کم درآمد، از بیماران کم درآمد حق درمان بسیار ناچیزی دریافت می کند».
پرتقال فروش پیدا نشد؟ نه؟ خوب، دوباره بخوان. سه باره بخوان، کسی از خواندن نمرده. خواننده بیچاره چندبار باید متن بالا را بخواند تا بفهمد منظور نویسنده چیست؟ فعل کمکی "است" در جمله اول به کدام قرینه حذف شدهاست؟ آیا "مخالفت از چیزی" میکنند یا " با چیزی مخالفت میکنند"؟ آیا کمترین تناسبی بین اجزای عبارت بالا وجود دارد؟ آخر مگر نویسنده با زبان فارسی پدر کشتگی دارد که اینطور آن را مثله کردهاست؟ نمیدانم اینجا باید به حال کشته (فارسی مظلوم، خواننده مفلوک) گریست یا بر حال نویسنده زنده.
جانا، مسئولیت عملیات تروریستی را "برعهده میگیرند" نه به "دوش". "به دوش گرفتن" همراه با فداکاری و زحمت است و بار معناییاش هم مثبت. تداعی معنایی جمله بالا به خواننده فارسیدان این است که طالبان زحمت این عملیات تروریستی را کشید (ظاهراً به این خاطر که کس یا گروه دیگری قبول زحمت نکردهاست)، یا این که جوری بر طالبان رفته و علیرغم میل باطنی "بار امانتی بر دوش کشیدهاست".
در اخبار ١١ آبانماه ١٣٩٠، راوی شیرین سخن چنین درمیفشاند :
«.... به زبان معترضان مزه نخواهد کرد».
تا جایی که در متون خوانده یا در افواه شنیدهایم، آن علف بوده که به دهان ( و نه به زبان) بزی (و نه معترض سیاسی) مزه میکردهاست. ظاهراً اینجا نویسنده توسن قلم را کمی زیادی تازانده و از چیزی شبیه "باب میل معترضان نخواهد بود"، یا "به مذاق معترضان خوش نخواهد آمد" اندکی فراتر جهیده و بر ترکیب بدیع فوق فرود آمده. والله اعلم....
« مرگ دلخراش یک خروس ماده و دو تولهاش»
درست خوانده اید. خیلی باید خوش خیال باشید که فکر کنید اشتباه تایپی بوده؛ فقط یک نگاه بیندازید به صفحه کلید فارسیتان. بین "ر" و "و" و "س" هرکدام چند کلید فاصله است. می پرسید چه بوده؟ من هم نمی دانم که یکی چطور توانستهاست دو واژه نامتجانس "خروس" و "ماده" را کنار هم بگذارد و متوجه لنگی کار هم نشود. البته این خبر هم بعد از چند ساعت تصحیح شد، هرچند در این فاصله ظریفان به اندازه کافی فرصت داشتند که حکایتها از مادگی خروس بسازند.
« بی پولی، دلیل لغو سفر قایقرانان ملیپوشان ایرانی»
هر آینه شما به "گلوبالیزیشن زبانی" هم اعتقاد داشته باشید و بدانید که در بعضی زبانها صفت هم مثل موصوف میتواند (یا میباید) جمع بسته شود، صفت و موصوف فارسی را هم جمع میبندید. ما هیچ وقت چیزی از کسی کم نداشتهایم!
« هیلاری کلینتون وزیر خارجه ایران»
"وزیر خارجه ایران" میتواند تعبیر درستی هم داشته باشد هرگاه دولت خودمان را "عروسک آمریکاییها" بدانیم و با یک نقب دایی جان ناپلئونی نتیجه بگیریم که چون خانم کلینتون وزیر امور خارجه آمریکاست پس می تواند "درواقع" وزیر خارجه ما هم به حساب بیاید.
و اگر دیدید که
« مربی غافلگیر شده بارسلونا هم برگشت و او را حل داد»
هیچ حرص نخورید که ای کاش این مربی غافلگیر نمیشد و کسی را "هل" نمیداد.
تقریباً روزی نیست که در بیبیسی فارسی به ایرادهایی مشابه آنچه در بالا آمد برنخوریم. گاهی این اشتباهات در فواصل زمانی متغیراصلاح میشوند و گاهی با کمال سماجت در گوشهای آرام می گیرند تا تاریخ مصرفشان بگذرد و از گردونه خارج شوند.
سهو و خطاهای بیبیسی فارسی فراوان است. شرح و بسط تک تک آنها مثنوی هفتاد من کاغذ میشود. گاهی ترجمهها چنان بیمعنا هستند که خواننده مجبور است از روی جمله فارسی، اصل انگلیسی خبر را شبیهسازی کند تا بفهمد متن چه میگوید. بیبیسی فارسی تقریباً هیچگاه در سرعت "زدن خبر" ، انتخاب آن و بیطرفی مثالزدنی نبودهاست و شاید چنین انتظاراتی از آن فرای واقعبینی باشد. در عوض، گزافه نیست اگر بگوییم در نگارش فارسی، ترجمه متون، دقت در امانت و بهبود بسیاری موارد فنی دیگر می تواند بسیار بهتر باشد، و این همه، بدون آنکه به تریج قبای کسی بر بخورد. یکی از بهترین الگوها برای بخش فارسی درهمسایگی خودش است: "بیبیسی ورلد". اولین قدم، میتواند بازخوانی هر متنی باشد قبل از انتشار، آن هم توسط فردی غیر ازخود نویسنده!